احمقانه ترین سبک مبارزه، مبارزه‌ی بدون شناخت و آگاهی از مدل مبارزاتی دشمن است و ساده لوحانه است که به شکست کسی فکر کنی در حالی که هیچ شناختی از توانمندی‌هایش نداری. گاهی  اما قبل از اینکه به شناخت و مبارزه‌ی با دشمن فکر کنیم باید تعریف دقیقی از دشمن داشته باشیم تا توپخانه‌ی خودی گلوله‌هایش را بر سر نیرو‌های غیر خودی بریزد نه اینکه از نیروهای خودی تلفات بگیرد.

دشمنی در برابر دوستی است و اقتضاي دوستي اين است که انسان نسبت به ديگري يک حالي داشته باشد که نمي‌خواهد به او ضرري بخورد و بخواهد منفعتي به او برساند. انسان وقتي کسي را دوست دارد، علاقه دارد که به او خدمتي کند. خيرش را مي‌خواهد و مواظب است اگر ضرري بخواهد به او برسد، مثلاً حيواني به او حمله کند، دشمني او را اذيت کند، مانع شود. با این تعریف از دوستی، اصل دشمني اين است که رابطه يک موجود ذي‌شعور و آگاهي، اعمّ از انسان يا جنّ يا شيطان، با يک موجود ذي‌شعور ديگر طوري باشد که از اينکه به او ضرر بخورد، باکي نداشته باشد. هر رفتاري را که بخواهد انجام دهد، ولو به ضرر طرف تمام شود، و ابائي نداشته باشد. دشمن يا اصلاً مي‌خواهد نابودش کند يا مي‌خواهد به آن ضرر بزند يا لااقل باکي ندارد از اينکه به او ضرر بخورد. شرط دشمني اين نيست که حتماً کينه‌اي نسبت به طرف مقابل داشته باشد، به اين نحو که يکبار از او ضرري ديده باشد و حالا بخواهد تلافي کند.

حضرت آدم چه ضرری به شیطان زده بود که شیطان گستاخانه در مقابل خدا می‌ایستد و می‌گوید: فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ﴿۸۲-سوره ص﴾؟! بجز این بود که خدا آدم را آفرید، از روح خود در او دمید و پس از آن شیطان دشمن آدم شد و کار را به آنجا کشاند که خداوند از بنی آدم عهد بگیرد که از وی پیروی نکنند، در حالی که هنوز متولد نشده و پای به جهان خاکی نگذاشته ننهاده بودند؟  أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ(یس/60).

اين يک نوع دشمني است که ممکن است کساني درصدد ضرر زدن به ديگري باشند، ولی گاهي ممکن است قصد ضرر زدن نباشد و فقط به دنبال منفعت خودشان باشند؛ ولي باکي ندارند که منفعت‌شان، موجب ضرر ديگري شود. گاهي يک کاسب بازاري به دنبال منفعت خودش مي‌باشد و قصد ندارد که حتماً به مشتري ضرر بزند. دشمني خاصّي با مشتري ندارد. او مي‌خواهد منفعت بيشتري ببرد. ممکن است براي اينکه منفعت بيشتري ببرد، جنس تقلّبي بفروشد. جنس تقلبي اگر خوردني باشد، مشتري را مريض مي‌کند و اذيت مي‌شود، و اگر پوشيدني باشد، آن جنس زود از بين مي‌رود و مشتري ناراحت مي‌شود؛ ولي کاسبي که فقط به دنبال منفعت خود باشد، باکي ندارد و مي‌گويد: هر چه بادا باد. من سود خودم را ببرم او هر طور مي‌خواهد بشود.
پ.ن: این مطلب ادای دین من به تمام کسانی است که برای "عمل به تکلیفی که نمیدانند چیست" در عذابند!